تبلیغات
زمزمه های دریا - مردا این ور.... زنها اون ور
























زمزمه های دریا

یادمه یه روز صبح دم در دانشکده یه تابلوی عجیب توجه همه رو جلب کرد: "ورودی برادران"
همه با تعجب یه نگاه به هم انداختیم و وارد ساختمون شدیم. بعد هم خودمون رو به در پشتی دانشکده که دقیقا رو بروی سلف سرویسمون باز میشد رسوندیم و تابلوی بعدی رو دیدیم : "ورودی خواهران"
مسخره بود. خیلی هم مسخره بود. بعد از سه سال تحصیل این مسخره ترین اتفاقی بود که توو دانشگاه می دیدیم. حتی مسخره تر از جدا کردن جنسیتی کلاسهای عمومی اونم بعد از ماجرای کلاس معارف و حرف یه دانشجوی پسر با طرز فکر پوسیده که ادعا می کرد زنها ناقص العقلن و پشت بند حرفش کلی جر و بحث و جنجال توو کلاس به راه افتاد و از ترم بعد کلاسهای عمومی پسر و دختر از هم جدا شد. یعنی صورت مساله پاک شد! 
بگذریم ولی جدا کردن ورودی های دختر و پسر دانشکده واقعا دیگه آخر خلاقیت حراست دانشگاه بود. هر چند هیچ وقت دلیل این کار رو نفهمیدیم ولی رو لج و لجبازی هم که بود اهمیتی به تابلوها نمی دادیم و گاهی که از سلف سرویس میومدیم بیرون و می خواستیم سمت دانشکده بریم با اینکه ورودی خواهران نزدیکتر بود یه دور صد و هشتاد درجه می زدیم و از ورودی برادران می رفتیم. و عکس همین کار رو هم پسرها انجام میدادن. البته این لجبازی منجر به باطل شدن چند تا کارت دانشجویی هم از طرف مامور حراست دانشگاه شد که تاثیری در راهی که پیش گرفته بودیم نداشت و آخرش هم یه روز صبح دیدیم که اثری از تابلوها نیست. گمونم حراست نصف شب اومد و ورشون داشت.
همینطور یادمه که یه بار برای یکی از دروس، فیلد پنج روزه ای داشتیم در استانهای مرکزی و قم و اصفهان. تقریبا یکی دوساعتی بود که از دانشگاه راه افتاده بودیم و داشتیم توو دل کویر می رفتیم. پسرها به همراه استاد جلوی اتوبوس نشسته بودن و دخترها هم پشت سر. داشتیم با همدیگه صحبت می کردیم که یهو دیدیم یکی از دخترهای کلاس یه ملحفه بزرگ بر داشت و رفت وسط اتوبوس و شروع کرد به گره زدن به میله بالای پنجره. هاج و واج بهش گفتم چیکار میکنی؟ گفت میخوام این وسط پرده بزنم راحت باشیم. گفتم مگه اومدی عروسی!! مثلا گردش علمیه با همه بچه های کلاس. مردونه زنونه کردنت دیگه چیه؟!! اگه تو میخوای بخوابی برو اون ته بخواب. صندلی ها انقد بلند هستن که کسی دیده نشه. دیگه چرا ضایع بازی در میاری!! دیدم دور ور داشته که: نه! اینجا آقایون هستن آدم راحت نیست. گفتم مگه اینجا خونه است که میخوای راحت باشی؟! خیر سرمون دانشگاه است و کلاس درس. زشته این کارها. مثلا اگه الان استاد بیاد این وسط بخواد یه چیزی رو توضیح بده باید یاالله بگه و بیاد زنونه؟!! بچه های دیگه هم به تایید حرف من صداشون در اومد که برو بشین. بی جنبه بازی در نیار و آبرومون رو نبر. خلاصه به هر بدبختی بود قبل اینکه پسرها متوجه اتفاقات اینور شن نشوندیمش سرجاش و ماجرا ختم به خیر شد.
اینکه حالا چی شد یاد این خاطرات افتادم بر میگرده به دیروز که داشتم توو نت دنبال آدرس و مسیر یه جایی در تهران می گشتم و می خواستم مسیر مترو و بی آر تی رو روی نقشه پیدا کنم که چشمم خورد به یه تیتری با این عنوان:
"بی آر تی ویژه بانوان با شیشه دودی"
البته خبر مال چند ماه پیش اصفهان بود ولی ظاهرا همچین اتوبوسهایی توو تهران هم راه اندازی شدن.
داشتم فکر می کردم ما با این خط مشی و طرز فکر و ابتکاراتی که یه عده از مسوولین دارن به کجا قراره برسیم؟ 
آیا اینکه به خاطر یک عده مرد بیمار زنها باید برن توو پستو واقعا فکر عاقلانه ایه؟
البته یاد اون بی آر تی های دو بخشه هم که می افتم لجم می گیره. یادمه یکی دوسال پیش وقتی از تهرانپارس سوار بی آر تی می شدم می دیدم یه قسمت خیلی کوچیک جلوی اتوبوسو به زنها اختصاص دادن که کلا سه چهارتا صندلی هم بیشتر نداشت و گاهی مجبور بودی تا مقصد که نزدیک به یک ساعت هم طول می کشید توو اون فشار و ازدحام جمعیت که ایستگاه به ایستگاه بیشتر می شد سرپا بایستی و بیچاره پیرزنها و مادرانی با بچه کوچک که چه پدری ازشون در می اومد و این در حالی بود که سمت آقایون پر از صندلی بود و حداقل تا نیمه مسیر خیلی راحت نشسته بودند.
نمیدونم الان اوضاع این اتوبوسها چه تغییری کرده... ولی اگه هدف مسوولین راحتی و آرامش اینگونه زنانه آیا بهتر نبود تعداد اتوبوسها و صندلیهای بخش بانوان رو بیشتر میکردن نه اینکه کلا اتوبوسها رو جدا کرده و با شیشه های دودی کاملا مستورش کنند؟!! 
با تمام این تفاسیر این تفکیک های جنسیتی هیچ مساله ای رو حل نمی کنه جز اینکه اجتماعی کاملا عقده ای و بی ظرفیت بار بیاره.
 وقتی برامون بخشنامه میزنن که کلاسهای هنری دختر و پسر ابتدایی کاملا از هم جدا باشه و حتی پسربچه های پنج شش ساله هم حق شرکت در کلاسهای دختران رو ندارن آیا نتیجه این جداسازی غیر از اینه که به وقت دانشگاه رفتن خیلی از همین پسر و دخترها ظرفیت کلاسهای مشترک رو ندارند و دانشگاه رو با مهمونی اشتباه می گیرن و به جای تحصیل همش به فکر جنگولک بازی و عشق و حالند؟
آیا غیر از اینه که اینکار هم توهینی بزرگ به مردان محسوب میشه و هم زنان رو بی اعتماد به نفس بار میاره که نتونن توو اجتماع حقشون رو بگیرند و در نهایت غیر از اینه که دو جنس رو نسبت به هم حساس کنه؟!!
از قدیم گفتن آدمها رو از هر چی محروم کنی نسبت به اون چیز حریص تر میشن. مهمترین کار برای داشتن یه جامعه نرمال فرهنگ سازیه نه جداسازی. به بچه ها حد و مرزشون رو یاد بدیم تا بدونن روابط تا چه سطحی باید باشه نه اینکه از مردها لولو بسازیم و زنها رو ضعیف خطاب کنیم. عمریه دارن مردا این ور، زنها اون ور می کنند، حالا به نظر شما فساد توو مملکت گل و بلبل ما کمتر از بلاد کفره ؟

"زمزمه دریا"

نوشته شده در یکشنبه 5 دی 1395 ساعت 18:20 توسط دریا نظرات دوستان |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total])      [cb:pages_no]  
Template By : Pichak